محمد مهدى ملايرى
257
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كتاب نام برده نوشته كه اين كتاب از بهرام گور است و بعضى هم گفتهاند از بهرام چوبين است نه از بهرام گور « 1 » . دربارهء عقل و درايت او هم خبرى به اين مضمون روايت شده كه : در ايّامى كه خسرو با بهرام در جنگ بود ، و خبرگزارانى را به لشكر او مىفرستاد تا از وضع سپاه و رفتار بهرام براى او خبر بياورند ، از جمله خبرهائى كه به او دادند اين بود كه بهرام شبها پس از فراغت از كار سپاه به خواندن كليلهودمنه مىپردازد ، و خسرو پس از شنيدن اين خبر گفت من هرگز از بهرام چنين بيمناك نشده بودم كه اكنون ، زيرا كليلهودمنه به آدمى عقل و تدبيرى زائد بر آنچه خود دارد مىدهد . جاحظ هم دربارهء دليرى و مردانگى بهرام چوبين اين حكايت را نقل كرده : « روزى يكى از فيلهاى خسروپرويز رها شد و به طرف مردم آمد و آهنگ خسرو كرد . اطرافيان او همه روى به گريز نهادند جز يك تن كه همچنان برجاى ماند و مردانه با تبرزينى كه در دست داشت آن فيل را از پاى درآورد . خسرو كه همچنان بر جاى نشسته بود او را آفرين گفت و دليريش را ستود ، و سپس از او پرسيد آيا دليرتر از خود كسى را ديده است ؟ آن مرد گفت بلى ديدهام ، اگر شاه امان دهد باز گويم . خسرو وى را امان داد . آنگاه آن مرد حكايتى از دليرى و مردانگى بهرام نقل كرد كه بر خسرو بسيار گران آمد چون بهرام را دشمن مىداشت « 2 » . و شايد دشوار نباشد كه همهء اينگونه حكايتهاى ستايشانگيز را به كتاب مستقل و ترجمهء عربى آن ، و نه به تاريخ رسمى دربار ساسانى ، بازگرداند . كتاب شهر براز و پرويز خسروپرويز پس از غلبهء بر بحرانهائى كه سلطنت وى را فرا گرفته بود سرانجام با گذشت ده دوازده سال قدرت از دست رفته را بازيافت . پيروزيهائى كه در اين دوران نصيب وى شد و غنائم و گنجهائى كه بهدست آورد ، هم بر ثروت و شوكت او افزود ، و هم بر غرور و خودخواهى
--> ( 1 ) - الفهرست ، ص 314 ( 2 ) - الحيوان ، ج 7 ، ص 53